جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )

ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 501

گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )

على لسان قريش فاكتبوه كما * على الرّسول به إنزاله انتشرا به زبان قريش پس بنويسيد چنانكه بر رسول به أو فرود آوردن قرآن مشهور شد . فجرّدوه كما يهوى كتابته * ما فيه شكل ولا نقط فيحتجرا پس برهنه كردند مصحف را يعنى از اعراب چنانكه دوست مىدارد نوشتن أو را ، نيست در وى اعرابى ونه نقطه‌اى پس تا باز بستد به يك وجه شود . وسار « 1 » في نسخ منها مع المدني * كوف وشام وبصر تملأ البصرا پس برفت در نسخه‌ها از آن با مصحف مدنى ، مصحف كوفي وشامي وبصرى پر مىگردانيد چشم را . وقيل مكّة والبحرين مع يمن * ضاعت بها نسخ في نشرها قطرا وگفته مكّه وبحرين با يمن ، بوى داد به اين شهرها نسخه‌ها يعنى مصحف‌ها در گستردن آن نسخه‌ها عود . وقال مالك القرآن يكتب بال * كتاب الاوّل لا مستحدثا سطرا وگفت مالك : قرآن نوشته مىشود يعنى آنچه در مصحف عثمان نوشته است نه خطّ نو بيرون آورده شده نوشته شود . « 2 » وقال مصحف عثمان تغيّب لم * نجد له بين أشياخ الهدى خبرا وگفت راوي : مصحف عثمان يعنى مصحف خاصّ أو كه قرآن از آنجا خواندى غايب شد نيافتيم آن مصحف را ميان پيروان راه راست خبري . أبو عبيد أولوا « 3 » بعض الخزائن « 4 » لي * فاستخرجوه « 5 » فأبصرت الدّما أثرا

--> ( 1 ) . س : فسار . ( 2 ) . ح : مالك گفته است نوشتن مصحف به اين خطها نمىشايد . اگر كسى خطّ مصحف عثمان را داند روا بود مصحف نوشتن ه . ( 3 ) . س : ألو . ( 4 ) . س : خزائن . ( 5 ) . س : استخرجوه .